ریاستیزی در شعر حافظ (۲)
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند ان کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوئیا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل درکار داور میکنند
یا رب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک واستر میکنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
میدهندابی که دلها را توانگر میکنند
حسن بی پایان او چندان که عاشق میکشد
زمره ای دیگر به عشق از غیب سربرمیکنند
بر در میخانۀ عشق ای ملک، تسبیح گوی
کاندرانجا طینت ادم مخمّر میکنند
صبحدم از عرش میامد خروشی،عقل گفت
قدسیان گویی که شعرحافظ ازبر میکنند
خواجه شمس الدین محمد شیرازی که ما او را به نام حافظ و لقب لسان الغیب میشناسیم، در حدود 726 هجری در شیراز زاده شد.
دوران زندگی حافظ مقارن با نابسامانیهای سیاسی و اقتصادی در ایران بود. فروپاشی حکومت ایلخانان با پراکندگی فرهنگی که سبب عمدۀ ان حکومت قوم بیگانۀ تاتار و خون ریزیهای ناشی از ان بود،هم زمان گردید. پریشانی اندیشه،سستی گرفتن بنیانهای فلسفی، رواج خرافات و بی مسئولیتی، دل سپاری به قضا و قدر و گسترش روح تسلیم و بی توجهی به دنیا را تا حد زیادی میتوان از پیامدهای فتنۀ مغول دانست.
جوان شیرازی در پی موقعیت علمی خود مورد توجه حاکمان فارس قرار گرفت و از میان پادشاهان معاصر حافظ، شاه شیخ ابواسحاق با او به حرمت رفتار کرد اما دوران حکومت سخت گیرانۀ امیرمبارزالدین محمد با تعصب و خشونت همراه بود و زندگی او را تلخ میساخت.
فترت و هرج و مرجی که در عصر حافظ در قلمرو ذوق و اندیشه ملاحظه میشود، چیزی جز بازتاب جریانهای سیاسی و پریشان حالی اقتصادی و اجتماعی پس از فتنۀ مغول نیست.
در عصر حافظ، به دلیل بی عقیدگی برخی از ایلخانان و بی تعصبی بعضی دیگر، گروهها توانستند مذهب و اعتقاد خود را آزادانه اشکار کنند و در صورت لزوم بر ان پای بفشرند. بنابراین، در این ایام نه تنها مذاهب اسلامی ازادانه تبلیغ و ترویج میشد بلکه پیروان ادیان دیگر و از ان جمله زرتشتیان و مسیحیان هم اشکارا کیش و ایین خود را تبلیغ میکردند و مراسم ان را برپا میداشتند.
مفهوم کلی شعر
منظور از واعظ شخصیتهای منفی و نامطلوب در نزد حافظ است و میتواند کنایه از امیرمبارزالدین محمد حاکم ریاکار و مستبد شیراز باشد.
افراد ریاکار در انظار عموم به کارهای مطلوب میپردازند و در خلوت خود به کارهای ناشایست دست میزنند.
آنان به دیگران نصیحت میکنند که توبه کنند در حالی که خود اهل این کار نیستند.
آنان ایمانی به روز قیامت ندارند و در تمام امور دخالت میکنند.
خدایا این تازه به دوران رسیده ها را به حال اولشان برگردان.
برخیز و به دیر مغان بیا، زیرا آنجا باده ای میدهند که به قلبها نیرو و به روح ها، استغنا میبخشد.
حسن بی پایان خداوند هر قدر که عارفان را به نیستی میکشاند، باز گروهی دیگر به عشق او از عالم غیب سربلند میکنند.
کل بیت به ایه سجده فرشتگان به ادم اشاره دارد و حافظ علت این سجده را گوهر محبت میداند که با نهاد انسان سرشته شده است.
هنگام صبح خروشی از عرش الهی میامد، عرش گفت گویی که فرشتگان شعر حافظ را از بر میکنند.
بررسی و تحلیل جامعه شناختی شعر
اين غزل از درخشانترين غزليات رياستيزانه و افشاگرانه حافظ است.
از نظر حافظ و در شعر او هيچ گناهي بزرگتر از ريا نيست و در اشعار او جلوه فروشي مترادف با رياست.
اصولا حافظ در سراسر ديوانش كه با واعظ در افتاده است تنها انگيزه اش مبارزه با ريا بوده است واو را نماينده تمام نماي انواع رياي زمانه خود يافته است.واعظ از لحاظ قشريگري و ظاهرپرستي و خرقه پوشي و بعضي صفات ديگر با شخصيت منفي ديگري در شعر حافظ همدرد است و آن همانا صوفي است.
صفاتي كه در شعر حافظ براي و واعظ ميتوان يافت:
- خودبين و مغرور
- محتسب وار و عيبگير رندان
- عابدنما
- رياكار و جلوه فروش
- دوستدار مقام
- سست پيمان
- طمع به نعيم بهشت دارد
- اهل عشق نيست
- اهل حقيقت نيست
توبه فرمايان يعني آمران به معروف و ناهيان از منكر كه ديگران را به توبه امر ميدهند.
خانقاه در نزد صوفيه مقام مقدسي است؛ اما در قرن هشتم مانند ساير نهادهاي ديني-عرفاني ، صداقت و قداست نخستين خود را از دست داده بود و تفريحگاه صوفيان بي صفا بود.
فضای کلی شعر حافظ فضایی آکنده از دورنگی و بی عدالتی است. جامعه ای که در آن هرج و مرج و پریشانی تنفس را برای ازادگان سخت کرده است. به نظر ميرسد كه انسانها در وضعیتی قرار گرفته اند که در آن تحت چیرگی نیرو های خودآفریده شان قرار دارند د و این نیروها به عنوان قدرتهای بیگانه در برابرشان میایستند، وضعیت دعایی را که حافظ از پروردگار خواسته است که تازه به دوران رسیده ها را به حالت اولشان برگرداند، حكايت از اين موضوع ميكند.
حافظ از ریاکاریهای افراد، ناخرسند است و به طعنه امیرمبارزالدین محمد حاکم شیراز را واعظ میخواند و به نوعی به عدم وجود نظارت اجتماعی در جامعه می تازد.
از فضای شعر حافظ میتوان به فاصله اجتماعی در زمان وي پی برد ، که در نتیجه آن نفوذ گروههای فرودست بر گروههای بالا دست جامعه کاهش مییابد.
منابع و ماخذ:
تاريخ ادبيات ايران و جهان ؛سال سوم دبيرستان1380
خرمشاهی ، بهاالدین؛حافظ نامه؛ ج1؛ انتشارات علمی و فرهنگی؛ 1368
یارویسی ، منصور؛ ادبیات فارسی؛ انتشارات سمت 1380
ديوان حافظ؛
کوزر، لوییس؛ مترجم محسن ثلاثی ، زندگي و انديشه بزرگان جامعه شناسي
نویسنده:سمیه محسنی