سال 1264 قمرى، نخستين برنامهى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبلهکوبى مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويسها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان مىشود
هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باختهاند، امير بىدرنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مىکوبند. اما نفوذ سخن دعانويسها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مىشدند يا از شهر بيرون مىرفتند
دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا میدارند كه در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یكم دیماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.
دكتر سعيد معيدفر از جمله جامعهشناسان ايران ميباشد
وي رئيس انجمن جامعهشناسي ايران را نيز بر عهده دارد. ايشان به عنوان استاد جامعهشناسي در دانشگاه تهران به تدريس، تحقيق و پژوهش مشغول است.
آنچه در پي ميخوانيد حاصل گفتوگوي نشريه مهندسي فرهنگي پيرامون مهندسي فرهنگي است.
• سبب و ضرورت طرح مهندسي فرهنگي در شرايط كنوني جامعه چه چيزي بوده است؟
به هر حال مهندسي فرهنگي به نوعي سياستگذاري در حوزه فرهنگ است. سياستگذاري مبتني بر اهدافي تعريف شده از سوي سياستگذار است، معمولا پس از تشكيل دولت _ ملتها، دولتهاي جديد در صدد اين برآمدند در عرصههاي مختلف مثل اقتصاد، امور انتظامي، برقراري نظم، امور فرهنگي اجتماعي و قانونگذاري كارايي داشته باشند. پيشتر حكومتها در اين راستا مسئوليتهاي فراواني نداشتند و به قول جامعهشناسان، اجتماعات كوچك، فرهنگ،امور اجتماعي، امور اقتصادي غير متمركز و خودساختهاي داشت كه در يك رابطه متقابل ميان نخبگان و يا ريش سفيدان محلي و مردم شكل ميگرفت. امپراطوريها خيلي در امور كوچك جامعه، مانند فرهنگ، اقتصاد و مسايلي مانند اين نميتوانستند مداخله داشته باشند.
ادامه مطلب درادامه...
مد پدیده ای است خاصه جامعه انسانی که با مفهوم مدرنیسنیم ارتباط تگاتنگی دارد.به عبارتی مد با مدرن شدن جوامع پدید آمده است چرا که در اعصار گذشته پدیده ای به نام مد و مدگرايي در بین مردم جایگاه محسوس امروزين خود را نداشته است هر چند با نگاهي به تاريخ شايد بتوان اين پديده را در ميان تمدنهاي بزرگ دنيا مشاهده نمود. همچنان كه در مورد زنان سومري گفته شده، استفاده از بسياري زينت آلات و پوشش هاي تجملي در ميان زنان قشرهاي مرفه رونق به سزايي داشته است.(رضايي:1387، 217)
ويل دورانت در مورد زنان مصري معتقد است‹‹اگر زنان قديم مصر اكنون دوباره به دنيا مي آمدند ، از لحاظ رنگ كردن،روغن زدن به سر و صورت و آراسته شدن با جواهر، نياز به آن نداشتند كه چيزي از زنان معاصر بياموزند››(ويل دورانت، پيشين،256
تعالی انسان قرارگرفتن درآرامش است واین آرامش درهدفمند نمودن زندگی ازضروریات والزامات رسیدن به آن می باشد. بسنده کردن به هرآنچه که خود فکرمی کنیم درست است،ماراازمسیر واقعی دورمی کند ونهایتا به بیراهه منتهی خواهدنمود. متن زير حاوی مطالب بسیارجالب وخواندنی است که می تواند الگوئی فراراه هر انسان طالب معنویت درهرکیش ومسلکی باشد لذاتوصیه می شود دوستان عزیزازمطالعه این سخنرانی که توسط استادارجمندجناب آقای مصطفی ملكیان در جمع اعضای کانون توتم اندیشه ارائه شده استفاده نمایند.
منظور از زندگی معنوی و به بیان دیگر معنویت چیست؟ به چه چیزی معنویت میگوییم؟ سؤال بر سر این است كه چه عواملی میتوانند این زندگی معنوی را تأمین كنند. به تعبیر دیگر چه اموری هستند كه وقتی دست به دست هم میدهند برای ما زندگیای فراهم میكنند كه میتوان از آن به زندگی معنوی تعبیر كرد. در ادامه نخست به مفاهيمي همچون دين، اخلاق و ... مي پردازيم كه بعضا به اشتباه به زندگي معنوي تعبير مي شوند. سپس درباره خود ِ مفهوم معنويت و زندگي معنوي سخن مي گوييم.
متن کامل وصیت نامه داریوش کبیربرگرفته از اسناد تاریخی غیر قابل انکار
متن کامل وصیت نامه داریوش کبیربرگرفته از اسناد تاریخی غیر قابل انکار
نقشه امپراطوری ایران
اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جزء امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان . مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.
7 آبان روز جهانی کوروش بزرگ بر ایرانیان فرخنده باد
7 آبان روز جهانی کوروش بزرگ بر ایرانیان فرخنده باد
به راستی چه میماند از آدمی جز چراغی روشن به راه آیندگان؟ پس بدانید که راستی بر دروغ ،نیکی بر بدی ،پاکی بر پلیدی ، بخشایش بر انتقام ،آشتی بر جنگ ،خرد بر جنون چیره خواهد شد و آیندگان بر ما قضاوت خواهند کرد و شما نیز چون من روزی تن اندر این خاک خسته خواهید کشید.
((کورش هخامنش.منشور پاسارگاد))
کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد) شاه پارسی، بهخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین امپراطوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده ها و اسرا، احترام به عقاید و مذاهب مختلف، گسترش تمدن و... شناخته شدهاست. کوروش نخستین شاه ایران و بنیانگذار دورهی شاهنشاهی ایرانیان می باشد.
واژه کوروش یعنی "خورشیدوار". کور یعنی "خورشید" و وش یعنی "مانند".
7 آبان ماه خورشیدی برابر با 29 اكتبر میلادی است.در سال 529 قبل از میلاد در چنین روزی كوروش بزرگ بابل را فتح كرد اما این مهمترین اتفاق این روز نیست مهمتر از فتح بابل فتح قلبهای انسانهای آن روزگار بود كه كوروش بزرگ با رفتار انسان دوستانه اش موفق به انجام آن شد.در آن روزگار ( وشاید هنوز هم) فتح یك سرزمین به دست یك حاكم معنایی جز قتل و نابودی، تجاوز و اسارت نداشت (وندارد) اما كوروش رفتار و منشی را به دیگر انسانها یاد داد كه امروزه ما از آن به عنوان مبانی حقوق بشر یاد می كنیم. اما شاید از خودمان بپرسیم كه چه؟ این به اصطلاح افتخارات به چه درد ما می خورد؟ اینها كه در دنیای مدرن امروز آب و نان نمی شود!
كوروش از نظر دین یهودیت ( وبالطبع آن مسیحیت ) پیامبر خدا محسوب می شود و در اسلام نیز او را همان ذوالقرنین قرآن می دانند.
منبع:سایت ایران ویچ
درادامه پزوهشی با عنوان حقوق بشر ازآدم تا حوا توسط یکی از دانشجویان عزیز رشته جامعه شناسی جناب آقای سیدعلی ناظم زاده انجام شده که جهت استفاده علاقمندان ودانش آموختگان حقوق مخصوصا عزیزان با گرایش حقوق بشر به مناسبت این روز تاریخی تقدیم می نمایم.
وقتي هم كه من خيلي اصرار كردم ايشان قسم خوردند كه من اين كار را نخواهم كرد و بين من و بقيه افراد هيچ تفاوتي نيست. ايشان ميگفت اگر بمبي به خانه من بخورد و پاسدارهاي اطراف منزل كشته شوند و من در اطاق ضد بمب زنده بمانم ديگر من به درد رهبري نميخورم.
ای علی! همیشه فکر میکردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمدهام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!...خوش داشتم که وجود غمآلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.میخواستم که غمهای دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غمهای کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی. میخواستم که پردههای جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع) میگذرد، بر تو نشان دهم و کینهها و حقهها و تهمتها و دسیسهبازیهای کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم
از ديدگاه جامعه شناسي، شادي به چه معناست؟ - در ابتدا نكاتي را در مورد شادي و رابطه آن با حوزه جامعه شناسي بيان مي كنم. مبحث شادي در حوزه جامعه شناسي اوقات فراغت قرار مي گيرد. با توجه به اينكه شادي حالتي است كه در فرد بروز و ظهور مي يابد، روان شناسي اجتماعي نيز به آن مي پردازد. در جامعه شناسي اوقات فراغت، مبحث جامعه شناسي شادي، به بررسي تأثير روابط اجتماع بر شادي و ارتباط متقابلي كه شادي در روابط اجتماعي، طبقات و گروه هاي سني مختلف مي گذارد، پرداخته مي شود. مثلاً اينكه آيا شادي زن و مرد با يكديگر متفاوت است يا بايد متفاوت باشد؟ شادي شهري و روستايي داريم؟ به نظر مي رسد كه در نوع شادي هاي شهري و روستايي تفاوت وجود دارد. (فولكلور ممكن است هنر روستايي باشد كه هنر اصيل تري است، اما شادي شهري ممكن است شادي توده وار و نوعي شادي شكل نگرفته باشد) حتي شادي مي تواند طبقاتي باشد؛ مثلاً شما انواعي از مراسمي داريد كه گروه هاي مختلف، آن را برگزار مي كنند. تحقيقات نشان مي دهد كه در گذشته اين قضيه بسيار رسم بوده و شادي ها بيشتر، طبقاتي بوده اند. فرض كنيد من عضو طبقه متوسط رو به بالا هستم يا من يك بورژوا هستم، بنابراين از شركت كردن در مراسم موسيقي كلاسيك شاد و سرخوش مي شوم تا از رفتن به تماشاي مسابقه فوتبال. در گذشته حتي گفته مي شد كه فوتبال متعلق به طبقه كارگر است ولي به نظر مي رسد با تغييراتي كه در جوامع جديد صورت گرفته است اين نوع روابط نيز تغيير كرده است.