
مفهوم آزادي و انواع آن
تعريف آزادي
ارائه ي تعريف واحد و روشن از آزادي، كاري سهل و ممتنع است. تا كنون تعاريف متعددي از آزادي گفته شده اما در عين بديهي بودن و وضوحي كه مفهوم آزادي دارد محل مناقشه و مباحثه ي فراواني واقع شده است. شايد تا كنون حدود 200 معنا براي واژه ي آزادي ذكر شده است.احتمالاً دليل مناقشات فراوان را بتوان در اين دانست كه كلمه ي آزادي چيزي در حد يك مشترك لفظي است و يا اين كه كلمه ي آزادي صرفاً با تعيين متعلق آن است كه معنا و مفهوم روشني مي يابد. به تعبير ديگر بايد معلوم كرد كه آزادي از چه چيزي و براي چه چيزي. به تعبير موريس كرنستون كلمه ي "آزادي" مانند واژه ي "گرسنگي" نيست كه تا كسي گفت "من گرسنه ام" يك معناي غالب به ذهن مخاطب منتقل شود بلكه مانند واژه ي "تصميم" است. داستاني در مورد يكي از شاگردان آلماني مارتين هايدگر گفته اند كه از استادش اهميت تصميم را آموخته بود اما نمي دانست به چه چيزي مصمم است و با وقار تمام، اعلام داشت: "من مصمم هستم، اما نمي دانم به چه چيز!"
آزادي ها به تنوع قيود، موانع و بارها گوناگون و متنوع اند. بنابراين استفاده از عنوان "آزادي" و بحث كردن درباره ي آن بدون مشخص كردن متعلق آن (از چه و براي چه) كاري نادرست است، همچنان كه وقتي دو كُشتي گير داراي يك اسم اند، هيچ گزارش گري به اين پايه از ابلهي نمي رسد كه از هر دو به همان اسم مشترك ياد كند، بلكه نام كوچكشان را كه موجب تميز آن دو از هم مي شود، محور قرار مي دهد. لذا فيلسوفان و سياست مداراني هم كه در مورد آزادي مي نويسند دقيقاً بايد اين نكته را رعايت كنند.
اما "آزادي" به نحو مطلق، نقطه ي مقابل محدوديت و اسارت و به معناي نبودن مانع در برابر اراده و انتخاب آدمي است. آزادي، معمولاً در مورد قيود ناخوشايندي كه مخالف ميل و پسند انسان است، به كار مي رود و از آن جهت كه يك معناي عرفي است و حقيقت شرعيه اي نيست كه توسط شارع وضع شده باشد سؤال از معناي شرعي و ديني آزادي پرسشي نابجاست؛ بلكه صرفاً تعيين حدود و ثغور و ملاك هاي آزادي در عرصه هاي مختلف را مي توان از شرع تقاضا كرد.
دانلوددرادامه...
|