
«نگاه امام موسی صدر به حقوق بشر، فرا دینی بود»
گفتگو با ربایه صدر، فاضل میبدی و محمد امجد؛ در حاشیه کنفرانس«امام موسی صدر، پیشوای گفتوگو و آزاد اندیشی»
ربابه صدر در کنفرانس «امام موسی صدر، پیشوای گفتوگو و آزاد اندیشی»
امام موسی صدر در تمام فعالیتهایش، چه در کارهای اجتماعی و چه در کارهای دینی وارشادی بسیار روی «انسان» تکیه میکرد. برای ایشان «انسان» خیلی مهم بود و همیشه سعی میکرد که این انسان را آموزش بدهد تا بتواند خودش را بشناسد و بداند چگونه دراین دنیا زندگی کند. او برای این انسان خیلی احترام و کرامت قائل بود. شکی نیست برای کسی مثل امام موسی صدر که روی برنامههای انسان تکیه میکرد و دراین راه زحمت هم کشید، برنامههای حقوق بشر دنیا ارزش داشت و حتی آن را جدیتر وفعالتر میخواست.در بعضی از صحبتهای ایشان هست که گفتهاند چرا فلان موضوع حقوق بشر را بیشتر ازاین اهمیت ندادند و کوشش نکردهاند و در این زمینه ایشان اعتراض داشتهاند. امام موسی صدر به حقوق بشر اهمیت میدادند.تمام فعالیتشان در لبنان در واقع به خاطر حقوق انسان بود، مثلا حقوق مدنی، حقوق اجتماعی، حقوق ملی، یعنی یک دولت چه مقدار حق به این شهروند داده است که بتواندزندگی کند، یا این دولت چه مقدار به مشکلات تعلیم و تربیت این شهروند اهمیت داده است که این شهروند فقیر بتواند با سواد شود. اصلا کار و سعی امام موسی صدر واقعاروی این نقطه متمرکز بود.
اگر به زبان دیگر بخواهم بگویم چنین میشود که ما همیشه میگفتیم ایشان در مجال خدمات انسانی و اجتماعی فعالیت میکرد و من الان میتوانم در پاسخ به سئوال شما بگویم که اینها همه برای حقوق بشر و حق یک انسان بوده است.
دنباله مطلب درادامه...
اینکه یک انسان چگونه باید راحت زندگی کند، چگونه باید سلامت باشد و تحصیل کند،چگونه باید وسیله برای یک زندگی راحت تهیه کند، و چگونه باید «انسان» را از فسادحفظ کرد.
ایشان بسیار در این زمینهها صحبت کردند، در واقع نه فقط صحبت؛ بلکه ایشان مؤسسههایی درست کردند که واقعا انسانهایی را در این مؤسسهها تربیت کنند. کسانی را تعلیم دادند که در جامعه بتوانند در آینده به مردم کمک کنند.
حجتالاسلام محمد تقی فاضل میبدی، از اساتید دانشگاه مفید قم، میگوید نگاه امام موسی صدر به انسان فراشریعتی و فرا متنی بود
حجتالاسلام محمد تقی فاضل میبدی، از اساتید دانشگاه مفید قم، دیگر شرکت کننده در این کنفرانس بود که از ایشان پرسیدم آیا نگاه امام موسی صدر به مقولهی حقوق بشر، متن محور و فقه محور بود یا خیر؟
بزرگترین ویژگی و امتیاز امام موسی صدر این بوده و هست که ایشان نگاهش به انسان فراشریعتی و فرامتنی است. به نظرم ایشان انسان را در چارچوب شریعت به معنایی که خیلی از روحانیون ما نگاه میکنند، نگاه نمیکند. این بحث کرامت انسان که در قرآن مطرح است و متأسفانه بزرگان ما کمتر روی این واژه کار علمی و حقوق بشری و انسانی کردهاند، در ادبیات امام موسی صدر، بازگشت به آزادی انسان هم میکند که یک درخشندگی خاصی دارد. جملهای از ایشان در پارهای از نوشتههایشان دیدهام دائر بر اینکه: «ادیان در خدمت انسان»؛ این را من در ادبیات دیگران ندیدهام، اگر هم هست من ندیدهام؛ ولی اینکه یک روحانی نگاهش به مساله اینگونه باشد که بگوید ادیان درخدمت به انسان است، یعنی تمام انبیاء و تمام ادیان برای این آمدهاند که بشر را نجات بدهند و بشررا آزاد کنند، زیرا انسان منهای آزادی و رستگاریاش چیزی دیگر برایش مطرح نیست. آنچه که انسان را از سایر موجودات جدا میکند تعلق و تفکر انسان است. تعقل وتفکر انسان هم موقعی معنا میگیرد که در کنار آزادی قرار بگیرد و اگر آزادی نباشدتعقل و تفکری هم رشد نمیکند. و اگر تعقل رشد نکند، انسان هم رشد نمیکند. با این مقدمه میخواستم عرض کنم که امام موسی صدر این ویژگی را داشت که نگاهش یک نگاه فرا شریعتی و یا به تعبیر عرفای ما فرا مذهبی بود. همان نگاهی که مولانا وحافظ و عطار به انسان داشتند.
فرا دینی یا فرا مذهبی؟
فرامذهبی بگویم شاید بهتر باشد، زیرا به معنای اعم قضیه اگر بگیریم دیگر فرادینی معنا ندارد. اگر دین را به معنای یک مذهب خاصی تعریف کنیم فرا دینی اینجا معنامیدهد. اینکه گفته شده «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه، چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند»، من فکر میکنم امام موسی صدر نظیر نگاهی داشته که حافظ به ادیان وانسان داشتهاند.
اینکه ادیان و مذاهب بیایند یک حصارهایی برای بشر درست کنند و آن حصارها باعث جنگ بین آدمها شود و این جنگها و این خونریزیها به نام ادیان و مذاهب تمام شودکه اصلا با اهداف انبیاء و ادیان هم هممخوانی نداشته است.
این موضوع با تفسیری که امثال آقای صدر از ادیان و انسان داشتهاند و بشر را ازاین تعصبات و از این حصارها نجات میدادند، تضاد و تعارض داشته است.
نگاه آقای صدرهمان نگاهی است که مولوی بارها و بارها در اشعارش بیان میکند امادر مورد بحث حقوق بشر؛ همانطور که میدانید این مسالهای است که در ادبیات حوزوی ما زیاد از عمرش نمیگذرد.
درست است که در دنیای غرب چندین دهه است که از عمرش میگذرد و در سده هفده وهجده که در فرانسه شکل گرفت و بعد به آمریکا رفت و در ۱۰ دسامبر سال ۱۹۴۸، سی ماده آن تصویب شد و دیرتر در کشورهای شرقی وارد ادبیات شد؛ ولی در حوزههای علمیه هم دیرتر وارد شد.
ولی از آنجاییکه امام موسی صدر در لبنان زندگی میکرد و در سنین جوانی هم به لبنان رفته بود و لبنان هم مهد تلاقی فرهنگها بود و قبلا مدتها مستعمره فرانسه بودو نیز این موضوع که فرهنگهای زیادی در لبنان رفتو آمد میکرد، بحث حقوق بشر زودتراز ایران و حوزههای علمیه ما در آنجا مطرح شد.
آقای صدر هم از آنجاییکه در فضای فرهنگی رشد کرده بود، بحث حقوق بشر برایشان مطرح بوده است. یعنی این ادبیاتی که ایشان در سخنرانیهایش همه جا بکار میبرد ازجمله؛ مسیحی در کنار مسلمان، مسلمان در کنار مسیحی، مارونی در کنار سنی، سنی درکنار شیعه و اینکه ایشان به کلیساها میرفت و در آنجا سخنرانی میکرد و غیره،توانست همه را در کنار هم قرار بدهد.
این غیر از نگاه حقوق بشری نگاه دیگری نمیتواند باشد. یعنی برداشتش از اسلام به گونهای بوده است که نمیتوانست آن برداشت با حقوق بشر در تضاد و تباین باشد.
یعنی فهمی که آقای صدر از اسلام و بویژه از تشیع داشته، در آن فهم استباط میشودکه میتوان حقوق بشر را در آن ادبیات گنجانید و با نگاه حقوق بشری و با نگاه انسانی و اسلام شیعی بحث نجات بشر را مطرح کرد و تجاوزاتی که به حقوق انسان، بویژه به حقوق زن میشود را محکوم نمود و اینها در آن ادبیات ایشان به نظرم جایگاه فراخناکی دارد.
محمد امجد، دانش آموخته حوزه علمیه قم و کارشناس مسائل اسلام و حقوق بشرهم ضمن تبیین دیدگاه امام موسی صدر در خصوص حقوق بشر، به بیان خاطرهای ازآزاداندیشی امام موسی صدر میپردازد:
متفکر سوری چپ، وقتی سی و اندی سال قبل کتابی را تحت عنوان «نقد الفکر الدینی» در بیروت چاپ کرد، منجر به سر و صدای زیادی شد، به گونهای که در کشور آزاد لبنان برای جلوگیری از بروز اختلافات طائفهای و مذهبی، کتاب جمعآوری و نویسنده کتاب،آقای دکتر صادق جلال العظم محاکمه شد. منتها هیأت منصفهای تشکیل شد که گویا امام موسی صدر هم در آن حضور داشت.
امام موسی صدر در مصاحبه با یکی از نشریات معتبر لبنانی، از حکم برائت نویسنده توسط هیأت منصفه دفاع کرد.
برای من جالب بود که کتابی با آن شدت و حدت، فکر دینی را نقد کرده بود و حتی برخی جاها به قرآن هم تعرض کرده بود و بعضی از معجزات انبیاء و قصص قرآنی را زیرسئوال برده بود. واضح بود که این کتاب در نقد اندیشه دینی قلم زده شده است؛معالوصف هیأت منصفه که متشکل از چندین روحانی سرشناس آنزمان لبنان بود، ایشان راتبرئه کرد.
امام موسی صدر از آزادی بیان و حکم تبرئه هیأت منصفه درباره این متفکر چپ ناقددین دفاع کرد و این نشان دهنده بینش و منش یک دانش آموخته حوزههای علمیه نجف وایران هست که چگونه و با چه نگاهی از آزادی بیان، که یکی از حقوق مسلم و تضمین شده شهروندان امروز دنیای مدرن میباشد، ایشان با جسارت هرچه تمامتر دفاع میکند.
معالوصف به عنوان کسی که عالم به زمان و مقتضیات زمان بودنداز آزادی که یک امر مستحدث بود دفاع میکرد.
امیدوارم با توجه به این نگاه روحانیت امروز شیعه و حتی اهل سنت در دفاع از حقوق و آزادیهای شهروندان و انسان به ماهو انسان، فارغ از هرگونه نژاد و مذهب و دین وهرگونه آئینی، از این حقوق و آزادیها که پیششرط تحقق و تداوم یک جامعه اخلاقی وعادلانه است دفاع کنند.
نگاه امام موسی صدر به مقوله حقوق بشر، فقهی و متن محور بود یا نگاهی فرا فقهی داشت؟
ایشان با اینکه دانش آموخته فقه و حوزههای علمیه بودند، معالوصف به عنوان کسیکه عالم به زمان و مقتضیات زمان بودند از این حقوق و آزادی که یک امر مستحدث بوددفاع میکردند. زیرا که این حقوق و آزادیها مهار و قیدی است برای قدرت روزافزون وجهنمی دولتهای مدرن.
در واقع اگر چنین مهاری توسط شهروندان بر این قدرت روزافزون صورت نگیرد باعث میشود که جامعه از حداقلهای عدالت بیبهره شود.
برای تحقق جامعهای که از حداقلهای عدالت بهرهمند شود بایستی همه شهروندان بصورت مساوی از حقوق و آزادیهای مصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر برخوردارباشند.
فلذا آقای صدر که همیشه دنبال عدالت بود، این آزادیها را مقدمه و پیششرط حداقلهایی از تحقق عدالت در جامعه مدرن امروز میدانست.
کلمات کليدي : |